ابن أبي أصيبعة ( مترجم : سيد جعفر غضبان )
125
عيون الأنباء في طبقات الأطباء ( فارسى )
بود و قبل از آنكه خدمت سقراط برسد تابع فلسفه و آراء ايرقليطس « 1 » بود ، ولى پس از آنكه از شاگردان و اصحاب سقراط گرديد ، از فلسفه ايرقليطس صرفنظر كرد و فقط در امور محسوسه تابع او ماند و در معقولات تابع فيثاغورس و در امر تدبير تابع سقراط گرديد . سپس افلاطون از مصر بآتن مراجعت كرد و در اين شهر محلى بنام « دار الحكمه » تأسيس نمود و در آنجا تعليم مىداد . سپس از آنجا به سيسيل ( جزيره ) رفت . در سيسيل قصهاى با ديونوسيوس « 2 » كه در آن سرزمين متنفذ و حاكم زورمندى بود اتفاق افتاد و از طرف حاكم ناراحتى پيدا كرد ، ولى بالاخره از آن ناراحتى خلاصى يافت و بآتن برگشت . افلاطون در آتن روش خوبى اتخاذ كرد و مردم را از خود راضى نگاه داشت و به ضعفا كومك كرد . به او پيشنهاد كردند ، رئيس امور جامعهء شود ولى نپذيرفت ، زيرا طرز زندگى آنها را غير از وضعى كه او بصلاح آنها مىدانست ديد ، چرا كه آنها در وضعى بودند كه امكان تغيير وضع فراهم نبود و با همان رويه خود خو گرفته بودند و اگر افلاطون مىخواست آنها را متوجه امورى كند كه بر خلاف معمول آنها بود ، او را هم مثل استادش سقراط مىكشتند ، درحالىكه سقراط قصد تعديل رويه آنها را داشت . افلاطون به هشتاد و يك سالگى رسيد . مردى خوشاخلاق و خوشكردار بود و بسيار نيكى مىكرد . به خويشان و به بيگانگان كومك و با همهكس با تأنى صحبت مىنمود . بردبار و صبور بود و شاگردان زيادى داشت . پس از وى دو نفر از شاگردانش
--> ( 1 ) - Heraclite ( قرن چهارم و پنجم قبل از ميلاد ) - فيلسوف يونانى است كه در نظر او آتش عنصر اول ( مادة المواد ) بود و در فاصله سالهاى 367 و 405 ق م . مىزيست و هيچ شبى در يكجا نمىخوابيد و مرتبا چند جا عوض مىكرد زيرا دشمن بسيارى داشت . ( 2 ) - - Dionysios وى حاكم سركش و قلدر سيراكوز ( سيراكوس - سيرقوز Cyracuse - - در جزيرهء سيسيل بود .